هفت رنگ
واگویه های ذهن بیمار یک کرکس پیر مبتلا به پست مدرنیسم مبتذل! که جدیداً لیبرال دموکرات شده
۱۳۸۶ مهر ۸, یکشنبه
ما و دستگاه خودپرداز

خفتگان را خبر از زمزمه مرغ سحر // حیوان را خبر از عالم انسانی نیست

من احساس می کنم این مشوقان دولتیان نفسشان از جای خیلی خیلی گرمی بیرون می آید که حالا کار نداریم کجاست!بابا به خدا داد مرفهین بی درد هم درآمده.

بعضی وی را سقراط زمانه نامیده اند،برخی سخنرانی او را نقطه عطف تاریخ بشریت نام نهادند.اوکیست؟!شزن*!(با لحن تبلیغات آیندگان خوانده شود!)

آزادی مقدمه عدالت،عنوان گفتگوی نغز وخواندنی ست با دکتر محمد طبیبیان.نخواندنش موجب پشیمانیست!مخصوصاً این که آراء جان راولز را به خوبی بیان می دارد.

این گفتار از دکترموسی غنی نژاد درباره نقد نظریه مارکس درباره اقتصاد سوسیالیستی هم جالب بود.دو اشکال بسیار به جا ازکارل مارکس گرفت که باعث شد سرپا بایستم وبرایش کف بزنم!(توی اتاقم درحال خواندن روزنامه!!!)

به پول احتیاج دارم،می روم سراغ دستگاهATM(خودپرداز).سه نفر ایستاده اند.چه خوب،زود نوبت مان می شود!دردلمان خوش خوشانست وکله قندی هم دربعضی نواحی درحال آب شدن!اولی مردی سالخورده ست که جدیداً حقوق بازنشستگیش وارد این سیستم زیبا،کارا،مطمئن!!شتاب شده است.نیم ساعتی طول می کشد تاپولش را به کمک بقیه دوستان دریافت کند آنهم باهزار مکافات!بعدی جاهله مردیست به غایت هراسناک!نمی دانم اودیگرچه می گوید؟با زور کارت را فرومی کند،دستگاه برمی گرداند،کارت تلفن است!کارت خودپرداز راوارد می کند این بار باژگونه!خداوندا!درچهار مرحله مقادیرمتنابعی اسکناس برمی دارد،هربار هم پسورد را اشتباهی واردمی کردوچنان چپ چپ نگاهمان می کرد که گویا صاحب کارت کردیت لیونایزست وما دزدان دریایی کاراییب!تازه شاکی بود که چرااین قدرکم؟!یک ساعتی شده!نفربعدی خانمی ست احتمالاً دانشجو.خوب شد گشت ضد حجاب! نبود وگرنه احتمالاً بساطی هم داشتیم. ازچند نقطه اسلام درخطر افتاده بود درلباسش!با ادب واحترام وآرامش کارت را گذاشت وپول را برداشت وشروع به شمردن کرد،حالا نشمر کی بشمر!ازجلوی دستگاه هم کنار هم نمی رفت .به خدا تاهمین جا اعصابم سرجاش بودها!یه هو موبایلش صدا کرد.ملودی محله بنده نواز!ای خدا ای خدااااااااااااآآآ.مرگ مرگ فقط مرگ می خواستم!

«میوه ممنوعه».جالبه کم کم دارم به رسانه ملی اعتیاد مزمن پیدا می کنم.یه هو از اواسط سریال خودمو توش دیدم.همین جوری از سربیکاری دنبال کردم،حالا دیدم قصه جالبیه.به قول دوستمون مهندس فتوحی خیلی شبیه لستر برنهام توی فیلم زیبای آمریکاییه.من می گم این سریال یه ایرانیزه اسلامیزه رمضانیزه! فیلم زیبای آمریکاییه.خیلی از بازی علی نصیریان تو سکانس های ابراز عشقش به هستی یا اعتراف پیش همسرش خوشم اومد.یه جوری خیلی حسش می کنم لامصبو!این سکانس ها رو توایران شاید فقط استاد انتظامی می تونست بازی کنه یا خسرو شکیبایی(البته برای این یکی کمی زوده!).این نوع ژانر که توی سریال راه بی پایان هم دیده می شه(نوعی عشق ممنوع داش آکلی پاستوریزه از لحاظ سنی نامتجانس!)امیدوارم به ورطه تکرار نیفته،اوریجینال بودن خودش رو حفظ کنه وخز! نشه.

**********************************************
پانوشت:

*قدیمی ها می دانند!
**خیلی لینک گذاشتم خودم میدانم!

برچسب‌ها: , , , ,

۱۳۸۶ مهر ۷, شنبه
کمثل الحمار

قلعه تنهایی ما را...

دیو در بندان خود کرده

خون چکد از ناخن

این دیوار

جان به لبهای من آورده

معلمی بود در دهی برای بچه های کلاس اول.درس اول حرف «الف» بود.معلم زبانش الکن بود.«الف» را «ا اف» می خواند وبچه ها همان را تکرارمی کردند.معلم یکسال تمام بر سر همین یک جلسه تلاش کرد اما بی فایده بود.شاگردانش الف ی از دهانش نشیندند که تکرارش کنند.

اکنون حکایت ماست و فرهنگ وآزادی.

پرزیدنت به استان بولیوی-استان سی وهفتم ایران-سفری نمود.پیشنهاد من این است یک کرسی ثابت در پارلمان برای ونزوئلا،بولیوی،نیکاراگوئه،جنوب لبنان،حماس وببرهای تامیل!!!درنظر بگیریم تا ماتحت آمریکا دچار حریق شود!

من نمی دانم منطق فازی چه ربطی به هالوکاست دارد؟آیا کماکان گودرز به دنبال ازدواج باشقایق است؟!

دیروز کمثل الحمار! داشتم آدامس می جویدم درخیابان،از نگاه آدمیان فهمیدم ای وای یوم الشک تمام شد ماه رمضان است!

ای بی خبر بکوش که صاحب چشم شوی// تا ماه نبینی کی روزه دار شوی؟!

دادستان کل کشور فرمودند شلاق حکم خوبی ست!ما می گوییم یک کیلو پیاز!

دو ابله از کیلومترها آنورتر(کوبا سرزمین حکمرانان ابله تر!) آمدند ایران تا یاد پدرشان را زنده نگاه دارند.اما نمی دانستند اینجا ایران است.سرزمینی مهمان نواز.ببینید وبخوانید چه برسرشان آمد.سالهاست فهمیدم «چه گوارا» آنی نبود که می گفتند.بت جوانان،سمبل آزادیخواهی ومبارزه بااستعمار.کوبا تبدیل شده به بهشت جهانگردان اخلاق مدار!وسواحلش باغ دلگشا وکازینوهایش پررونق وفیدل هم مشغول نوشتن مقالات هفت صفحه ای برای جهانیان.آخرمی دانی رفیق؟مریض است نمی تواند هفت ساعت سرپا بایستد ونطق کند.باد فتقش بیرون زده براثرآن!

از لطیف عزیز برای کامنتهای محبت آمیز وروشنگرانه اش ممنونم.صفای وجودت .عمیقاً واساساً چاکریم!

برچسب‌ها: , , , , ,

۱۳۸۶ مهر ۵, پنجشنبه
چه خبرنیویورک!؟

جناب پرزیدنت آمریکاچه خبر؟!می خواستم یه پست طولانی بنویسم ازسفرت ولی نشد،بذارش به حساب احتیاطی که این روزا دامنمو(یامانتومو!)گرفته.به هرحال ماهم باید نونمون رودربیاریم،آجرپاره وجسم سخت دوست نداریم!

اما پرزیدنت خودت می دونی نسبت به توواطرافیانت نظرخوبی ندارم بلکه دلم هم ازدستتون خونه.حرفهای شماتوی Columbia Universityاگه شش میلیارد نفرو تودنیاقانع کرده باشه من قانع نشدم.نمی تونم قبول کنم تاریخ یه علم دینامیکه.آخه مگه میشه هالوکاست روبادلیل کلاً نادیده گرفت؟!هالوکاست بوده همین جوری که فجایع اسراییلی ها صبرا وشتیلا بوده،همین جوری که جنایات پل پت توکامبوج وجنایات استالین توسیبری بوده،جنایات سرخپوستا بوسیله آمریکایی ها یا ارامنه توسط عثمانی.همیشه بودن کسایی که به خاطر امروزشون حقیقت روبه زیرسئوال بردن.یادمون نمی ره که حلبچه روهم گردن ایران انداختن...جناب استاد دانشگاه،تاریخ یه علم استاتیکه باورکن.شمامیگی به ملت اسراییل کاری ندارم،اماجواب خبرنگار اسراییلی رونمی دی...شمامی گی شوروی رومردمش خلع کردن،اما تئوریسین های باسواد! دوروبرت اون رو به اضافه انقلاب های آسیای میانه واروپای شرقی توطئه آمریکا میدونن(انقلابهای رنگی ومخملین).خودت این تناقض هاروحل کن ماکه باکوره سوادمون نتونستیم.اظهارات رییس دانشگاه کلمبیا روهم شنیدم،فکرنکنم اون قدر...شاید دوباره باید برم انگلیسی مو تقویت کنم!بگذریم حرف خیلیه خیلی...یه حرفت خیلی اذیتم کرد..ماتوایران زندانی سیاسی نداریم.یاد یه جوکی افتادم درباره حکومت شوروی!

«می گن یه هیات ازطرف یونیسف برای بازدیدیکی از کودکستانهای مسکوبه اونجاسفرکرد.قبل ازاون به بچه ها سرودی رویاد داده بودن بدین مضمون:درشوروی همه چیز بهترین است هیچ کس غمی ندارد همه شادندو...هنگام بازدید هیات بچه ها این سرود روخوندند.درهمین حین یکی ازبچه ها زدزیرگریه!یکی ازاعضای هیات به بچه گفت:عزیزم چی شده،چراگریه میکنی؟بچه گریه کنان گفت:من دلم می خوادبرم شوروی!».

حالاحکایت ماست!منم دلم می خواد برم ایران!

سریال راه بی پایان رواگه به تلویزیون ایران دسترسی دارید!!!ببینید.میزانسن ودیالوگ قوی،حرکات حرفه ای دوربین،تدوین فوق العاده،قصه جذاب وشخصیت پردازی خوب(البته درمقایسه باسریالهای ایرانی).قصه آدمهای خاکستری این دوره،آدمهایی که خاکستریشون گاهی سربه سپیدی می گذاره گاهی هم سیاهی،اما نه سپیدند ونه سیاه نه قارونند ونه مسیحا.

باورکنید کشتی آزاد دیگه ورزش اول مملکت نیست.کیلومترها ازروسها عقبیم.روس ها شش طلا ما یک نقره!درحای که ازهفت وزن فقط یکبار به روس هابرخوردیم وناداوری هم نبود!

برچسب‌ها: , , , , ,

۱۳۸۶ مهر ۳, سه‌شنبه
لعنت به جنگ

دوستان وآشنایان وبعضی خوانندگان می گن که سیاسی شدی؟!چته؟!اولاً که گوشم ازاین حرفها پره!درثانی من مقتضیات ومحدودیت های این دوره رو شاید تاحدودی می دونم وبه انواع خطوط زرد،نارنجی وقرمزآشناهستم خیالتون ازبگیروببند و فیل.ترشدن تخت!

اما همیشه به سیاست به مثابه یک علم نگاه کردم وهمیشه درباره ش مطالعه کردم.مقالات سیاسی روحداقل دوبارمی خونم واگه رفرنس داشته باشه یه جوری پیداشون می کنم.دوست داشتم برای کارشناسی ارشد رشته حقوق وروابط بین الملل رو بخونم که هزاران مشکل ناخواسته ودلیل و...ازجمله غم نان(نه ازجنس احمدشاملو!)نگذاشت.ولی مطالعاتم دراون راستا ادامه داره.توی ذهنم هم طرح های زیادی دارم ازجمله ترجمه مقالات سیاسی رو از یکی از اساتید محبوبم «لری دایموند(دیاموند)»،استاد دانشگاه استنفورد وکارشناس اموربین الملل ودموکراسی دربخش آسیا،آمریکاوخاورمیانه.

این سخنرانی آقای دایموند درHuman Research Centreدانشگاه هیلا درمورد معنای دموکراسی واصول چهارگانه وبنیادی اون به همراه گفتگوبامهردادمشایخی استاد دانشگاه درباب دموکراسی درخاورمیانه زبان شیوا وساده درویژه نامه اعتماد آمده است.واقعاً منسجم دموکراسی را توضیح داده.

به افراد زیادی برخوردم که بحث می کردند اما موقعی که اسم سیاست می اومد اون رو چیز پلشت وزشتی که پرازراز ورمزه می دونستن ومن رو برحذرمیداشتند!خب من به سیاست به دید یک علم نگاه می کنم،علم حکومت داری،علمی که بوسیله اون می شه حکومتی شایسته برای مردم تشکیل داد.که خب مطمئنناً عواقب سوء استفاده ازهرعلمی رومی دونین!

سالگرد جنگ ایران وعراقه.خاطرات بدی دارم خیلی بد.روزهایی فراموش نشدنی،روزهای آژیر،بمباران،پناهگاه،سرزمین سوخته پدری،مهاجرت اجباری به سرزمینی دیگرودوران پس ازجنگ و...فقط همین که تحمل دیدن جنگ دیگه ایی رو ندارم.وحشتناک ترین جنگها وبیشترین فجایع درطول تاریخ جنگ هایی بوده برسراعتقاد.اعتقادهایی که درطول زمان رنگ می بازند تعصبات...صدام می خواست امت عرب واحده تشکیل بده ومامی خواستیم ازکربلا به قدس بریم وقطعنامه 598 که هردوطرف قبول کردند چیز دیگری بود...مثل معاهده 1975الجزایر!دردهای نگفتنی...زمان...زمان...

دود در مزرعه سبز فلک جاریست//تیغه داس مه نو زنگاریست

وانچه هنگام درو حاصل ماست//لعنت ونفرت وبیزاریست(سالگرد فریدون مشیری بود چند روز پیش به گمانم.شاعری که خیلی خیلی دوستش دارم مرد عزیز ونازنینی بود)
********************************************************
پانوشت:

*داستان ازمیوه های سر به گردون سای اینک خفته درآغوش سردخاک می گوید

پادشاه فصل ها پاییز از راه رسید

برچسب‌ها: , , ,

۱۳۸۶ مهر ۱, یکشنبه
Iranian Defence Syndrome*

«ازت می خوام که منو واسه ی خودم دوست داشته باشی!»نمی دونم چرا هرقت این جمله رو میشنوم سریع به یه کیسه فریزر احتیاج پیدا میکنم!(ازهمونایی که توهواپیما بهتون میدن!)

مابخت خویش وخوبی ترا آزموده ایم...

مابخت خویش وخوبی ترا دیده ایم...

ما به بخت خویش وخوبی تو ...یده ایم!

باورکن رفیق باورکن

واقعاً دلیلش برایم کشف نشده.دیروز وامروز هردوبازی استقلال بابرق شیراز وپرسپولیس بامقاومت سپاسی شیراز رادیدم.به گفته مجریان وگزارشگران ومربیان،هردوبازی زیبا،تهاجمی وپرازصحنه های گلدار (مگرصحنه چهارخانه یاراهراه هم داریم؟!)بود.اما چیزی که ازآن سردرنیاوردم اینست که چطور دریک نود دقیقه تیم جوان شیرازی درتهران مقابل پرسپولیس صاحب ده فرصت گلزنی می شود سه بار گل می زند وچندبارتامرزگل پیش می رود؟آیا تیم شیرازی تیم خیلی خوبیست؟آیاهافبک هایی درحدزیدان یامهاجمانی مثل باتیستوتا دارد؟چرا برق شیراز دریک نیمه داخل محوطه جریمه استقلال هرنوع حرکت تمرین شده ای بخواهدانجام می دهد؟چگونه مهاجمانش انواع دریبلهای فوتبال سالنی وچمنی رااجرامی کنند؟آیا مدافعان استقلال ازگوام یاجزایرمیکرونزی(این یکی راامروز دیدم کشتی گیرداشت درجام جهانی!)خریداری شدند؟چراسیستم دفاعی ما چه سه نفره،چه چهارنفره ،چه بامربی سنتی چه بامربی صاحب علم روزاین قدر ضعیف است؟چرا نه یارگیری می شود،نه فضابسته می شود،نه پوشش داده می شود،نه به زیرتوپ زده می شود؟من این مشکل را امروز سندرم دفاع ایرانی* نامیدم.دربخش دفاع فوتبال ما موقعیت جالبی ندارد.دفاع ضعیفی داریم،هم به صورت فردی هم تیمی.درصحنه گل برق شیراز یک توپ ازچهل متری ازمیانه میدان به وسط دفاع استقلال فرودآمد،مهاجم برق به راحتی بین سه مدافع ضربه زد،توپ به تیر خورد،مهاجم درحالی که محوطه جریمه را ترک می کرد(برای شادی پس ازگل!)دوباره برگشت وبه توپ ضربه زدوگل شد!انگارکه زمین خالی بود.این به نظربنده یعنی اوج فاجعه.

گل های مقاومت سپاسی وفرصت های گلشان راهم که دیدیم.نیازی به توصیف نیست.یاد تیتر کیهان ورزشی هنگام بازی دوستانه ایران ومجارستان قبل ازبازی های جام جهانی 1998 افتادم.باتیتر درشت درصفحه اولش نوشته بود:دفاع را دفاع را دفاع را دریابید.

*نشانگان(سندرم)دفاع ایرانی

این بالایی جزء معدودپستهای سفارشیه.

برچسب‌ها: , ,

۱۳۸۶ شهریور ۳۰, جمعه
ای تو روحت!پاروبزن

-بابام به عشق سهراب سپهری اسممو گذاشت نیما!

-آره بابای منم عشق آقا بودوهمیشه به شاه فحش می داد،واسه همین اسممو گذاشت محمدرضا!

گوگل به مدت چند ساعت به همراه بلاگفا،وبگذروحتی سایت رییس جمهوری فیل.تر شد.مشکوکه!احتمالاً به دلیل به روز رسانی ونصب نرم افزار هوشمند فیل.ترینگ بوده.درنظرداشته باشیداستفاده ازسایت یوتیوب ومشاهده ویدئوفلش های اون درایران حتی باخطوط Broad Bandهم مشکله وچت روم های یاهو هم مدتیه باز نمی شه به راحتی.بعضی شهرهاوبعضی ISPها با بلاگرمشکل دارن مخصوصاًبرای کامنت گذاشتن وخیلی معضلات بودار! دیگر...

به نظر شما صدای این پسره مجیداخشابی رواعصاب راه نمی ره؟!پشت بند یااول هرسریالی روهم می بینی داره عرعر می کنه!متنفرم ازاین رجاله درحد فرزاد حسنی و جوادخیابانی!شایدهم من حساسم!

چه مرد نازنینی بود اکبرسعیدی سیرجانی.وصفش روازخیلی هاشنیدم.اگه کتابی ازش توبازار هست خواهش می کنم بهم معرفی کنید.چندتایی مقاله ازش خوندم،فوق العاده بود.خدارحمتش کنه.

این مقاله روزنامه اعتماد درباره علم وسنت ازدکتررضامنصوری استاد فیزیک دانشگاه صنعتی شریف خواندنی بود.

نمی دونم چه مرگمه اما استقلال روخیلی دوست دارم.ای تو روحت*!هرچی هم می خوام ننویسم ازش نمی شه!دیشب توی شیراز یه نیمه مارو ذله کرد یه نیمه امیدوار.از دست این ناصرخان که عاشقشم وعشق دریایی کرانه ناپدید.ساحل هم که نداره پس ... گشاد پاروبزن!

************************************************

*باکسب اجازه ازمحضر صاحاب!!این تیکه کلام!

**دوستی ای میل زد که چراتو اعتماد گفتی ناصرخان استعفا بده؟خب درجواب بگم علاوه بر عشقی که بهش دارم،فوتبال ایران این قدر بوی کثافت گرفته که نمی خوام ناصرخان آلوده اون بشه

***از دوستانی که لطف کردن بابت مطلب پایینی خودشون رونگه داشتن و...اینا!ممنونم.

برچسب‌ها: , , ,

۱۳۸۶ شهریور ۲۸, چهارشنبه
عقایدنوکانتی ورابطه آن باعشق! شانزده سانتی

وعده داده بودم که بنویسم از اخلاق ایرانی.نمونه طبقه بندی شده،شیوا وبسیار زیبا والبته موجز اون رو به کتاب«جامعه شناسی خودمانی»تالیف حسن نراقی ارجاع می دهم.

گاهی دیدن صحنه هایی یاشنیدن حرفهایی انسان روبه خودمی آورد،مثل یک سیلی آبدار.چندروز پیش یک سری اتفاقاتی پشت سرهم برایم افتادتا به این فکرافتادم که واقعاً درچه جامعه ای زندگی می کنیم وچگونه مردمانی هستیم؟برای قضاوت شما اول بگویم که هرچه نوشتم مربوط به نوع برداشت من است. شاید ازسرغرور یا تفرعن یا بی تفاوتی یا احساس وهیجان. پس درموقع کامنت گذاشتن اینهاراهم درنظرداشته باشید!«نقدصوفی نه همه صافی بی غش باشد»

بدون مقدمه می پرسم واقعاً چه شد مردمانی که به شهادت هرودوت دردوهزار سال پیش وپیشتر مردمانی راستگو بودند وبه صداقت شهره،به روزی افتادند که وصفشان درکتاب«حاجی بابای اصفهانی» رفت...؟متملق،دورو،دغل وخیانتکار ودرعین حال بسیار ظاهرساز ووجیه المله؟یکی ازدیپلماتهای سرشناس غربی می گفت هنگام مذاکره باایرانی ها به حرفهایشان توجه نکنید.درعین حالی که دست شمارابه گرمی می فشارند وازتعارفات معمول می گویند درپشت آن کوهی ازنیرنگ ودروغ نهفته است.چه شد که شرافت ومردانگی ازقوممان رخت بربست؟هرچه بگویم مثنوی هفتادمن کاغذ است.عادت کردیم به ریا ودروغ،باخونمان عجین شده این دغلبازی.تقیه راجزء صفات عالیه ونشانه دین داری می دانیم.لغت دروغ مصلحت آمیز که نابخشودنی ترین گناه است درردیف کارهای روزمره مان است.حتماً می گویی می خواهد بگوید مقصردین است؟!نه خیرقربان!اسلام که فقط درایران نرفت.به هندوچین وماچین هم رفت.فقط مثال می زنم.

فلانی درخانه اش صبح تاشام سفره ائمه اطهاراست.یابساط عزاداریست یامولودی خوانی و..و..بنگرید کردارش را.بشنوید ازنزدیکانش اخلاقش را.

بهمانی جلوی آینه ماشینش آیه الکرسی است،پشت شیشه عقبش یاحسین.یکبار دنبالش کنید ببینید مسافران اتومبیلش،مقصدشان و...

طرف(ازآشنایان)مشروب راخورده،عربده را کشیده،آخرش ته لیوان رادیده که ذکری نوشته بود،اعتراض می کند که حرمت دارد!(بی شرمی وریا ازاین بیشتر؟!).یا می گوید ماه محرم توبه می کنم به عشق آقا زنجیر می زنم!وبعد ازماه محرم وآغاز این چرخه ازنو!

خودش راروشنفکرمی داند وطرفدارآزادی روابط دختروپسر.خدامی داند چند دخترساده دل گول حرفهایش راخورده اندو...به محض این که ازدواج کرد نگذاشت آن بنده خدا رنگ آفتاب ومهتاب راببیند!

اصلاً بیشتر خود ماها.تا ماه رمضان می آید یاد ادعیه واذکار ونماز وروزه...

ازسقوط وحشتناک اخلاقی که هرچه بگویم کم است.اوضاع افتضاح ترازآنست که چیزی گفت ونوشت.ازنحوه تلاقی نگاهها درکوچه وخیابان بگیرتاتصمیم گیری های دولتیان و...(می خواستم مبنای بحث برسرآن باشد باورکنید این قدراوضاع خراب بود ازخیرش گذشتم!چیزی که می دانم ومی دانی چه حاجت به تکرارش فلانی؟!)

همه جامی گوییم ایرانی بهترین است خب کجاست ایرانی؟!می گوییم پول نفتمان رامی خورند؟!چه کسی جزما ازآن می خورد؟آمریکا؟!هدف را خراب می کنیم چون برنامه ریزی نداریم.هدف به آرزو تبدیل می شود.غیرقابل پیش بینی ترین مردمانیم چون قول وفعلمان یکی نیست.درظاهربه همه دست دوستی وهمکاری می دهیم ودرباطن برعکس آن.باورکنید درممالک دیگر دونفراگرباهم مشکل داشته باشند،اگرمتمدن باشند حل وفصلش می کنند اگر هم نباشند دوئل می کنند!نه این که هرروز حال هم رابپرسندو حال هم رابگیرند!

مملکت وفرهنگی که افتخارتاریخیش مستبدان است وپادشاهان وارزش شاعربندتنبانی ازمتفکرش بیشتر است چه احتیاجی به فرهنگ،آزادی ودموکراسی دارد؟ذهن ها همه بیمار یا دنبال جمع آوری اندوخته(ازراه ناصواب)یا دنبال شکم وزیرشکم(ازراه ناصواب تر).

می گوییم ملت بافرهنگی هستیم.ملت بافرهنگ تاب انتقاد دارد.نه این که مثلاً سروش که اورا متفکر امروزین ایران می نامند درقبال یک انتقاد کم رنگ برای دفاع ازاندیشه اش آنچنان لمپنانه حرف بزند وحیثیت فردمنتقد را به زیرسئوال ببرد(ناگزیر بودم ازمثال آوردن).

می گوییم ملتی دین دار هستیم.دین داری درظواهر والفاظ.فقط دعا ونذر وصلوات.یکبار وقت نکردیم که قرآن رابامعنایش بخوانیم.بدانیم هنگام نماز چه می گوییم؟ فلسفه روزه چیست؟حسین برای چه قیام کرد؟حسن برای چه صلح کرد؟عدل علی چه بود؟

هراندیشه سیاسی که وارد ایران شد باورکنید به گندکشیده شد!ازلیبرالیسم تاکمونیسم.چون نه مطالعه دقیق وبی غرض داریم ونه تاب شنیدن صدای متفاوت ومخالف.چون خودمحوریم چون دارای اخلاقی مبتنی براتوریته هستیم ونه اخلاق جمعی.درون هرکداممان هیولاییست دیکتاتورونیرنگ باز.

سالیان درازیست پشت فرهنگمان پنهان شدیم،شجاعت اخلاقیمان راازدست داده ایم آن قدربه خودمان دروغ گفته ایم که ذهن بیمارمان آنراحقیقت پنداشته.برای تبری جستن ازهرانتقاد به هزاران دروغ متوسل می شویم.چیزی به اسم نمی دانم رانمی دانیم!

همه مان همه...من تو آنها همه

جوابی ندارم،راه حلی ندارم،جزاین که به خودآییم حتی برای لحظه ای.

برچسب‌ها: , ,

۱۳۸۶ شهریور ۲۶, دوشنبه
عالیه!البته فقط برای ما

«ترجیح می دم درمسائل سیاسی اظهار نظر نکنم».این جمله به گوشتون آشناست نه؟!حالم بهم می خوره ازشنیدن این جمله وپشت بندش انتقاد به جهت گیری سیاسی طرف مقابل.حالم بدجور به هم می خوره ازاین آدمهای...بیب!

قرن ها باید بگذره تا توی خونه بفهمند کتاب خوندن جزء اوقات فراغت نیست.حتی اگرباشه اوقاتیه که متعلق به شخص خودمه ونباید...

امکان جدید Microsoft Word 2007 اینه که مستقیماً امکان پابلیش کردن متن رو بعد ازتایپ می ده.خیلی عالیه خیلی.البته فقط برای ما اعضای بلاگر گوگل!نه سرویس دهنده های درپیت* ایرانی!!!

ویژه نامه این هفته اعتماد درباره تضادهای درونی مارکسیسم مقاله های جالبی داره مخصوصاً درباره کائوتسکی که اطلاعات کمی ازش داشتم.

اصلاً متوجه نمی شم چرابعد ازپایان بازی راه آهن-پرسپولیس که مساوی شد وراه آهن مستحق بردهم بود وخوب هم فوتبال بازی کرد،مردم شعار ضدفوتبال دادن؟!مثلاًمی خوام بدونم ازبین استقلال وپرسپولیس کدومشون فوتبال بازی می کنن؟!درآینده ازتفاوتهای ماهوی وباطنی فوتبال ایران بافوتبال روزدنیا می گم.

عبدا..گل هم رییس جمهورترکیه شد.خبرخوبیه.اون به همراه رجب طیب اردوغان می تونن ترکیه رو به پیشرفت برسونن وخوشحالم که میلیتاریسم ترکیه هم رای اکثریت روپذیرفت.البته این حزب اسلام گرایی که توترکیه به قدرت رسیده آراء وعقایدش بادولت اسلامی ما یه کمی!فرق داره.فرقش زیاد نیست.مثلاً رابطه حسنه بااسراییل وآمریکا،حقوق زنان،قانون تجارت جهانی و...میان ماه من تا ماه گردون!

ازاین دوست هم خیلی خیلی ممنونم.خودش می دونه که خیلی بیشترممنونم!هروقت ازانسانیت ناامید می شم یه N-SUNی می آدو یه کاری می کنه که مطمئن می شم N-SUNیت هنوز زنده ست.صدای نفسش رومی شنوم.

جامعه ایرانی وسقوط وحشتناک اخلاقی،این موضوع پستیه که یه هفته ست دارم باهاش کلنجارمی رم. ازالان خودم رو برای کتک کاری آماده کردم!

*باورکنید درپیتن!بلاگفا،میهن بلاگ و پرژن بلاگ اگه هرچندوقت یه بار مشتریاشونو دق ندن کارشون پیش نمی ره!اما کار ما برعکسه!من چند باری بلاگر رو دق مرگ کردم!

*****************************************************

پانوشت از قبل!

این مطلب سه روز پیش ما باجرح وتعدیل البته! دراعتماد چاپ شد!

برچسب‌ها: , , , ,

۱۳۸۶ شهریور ۲۴, شنبه
ناصرخان چون دوستت دارم استعفا بده

الان یه ربعی بیشتر از باخت استقلال به سایپا نمی گذره.ناصرخان دسپخت توباصمد چنان فرقی نداشت خودتم می دونی.به روال بازی رفت وبرگشت فصل پیش باختی.شروع نسبتاًخوب وپایان افتضاح.اگه تیر دروازه ومهربونی داورنبود نمره ات از صمد هم کمتر بود.ناصرخان تیمت رو4-4-2چیدی که البته سیستم روز فوتبال دنیاست به شرطی که ابزار لازم اون داشته باشی وروش و شیوه مهره چینی رو توی این سیستم بلد باشی.ناصرخان خودت خوب می دونی گذشت اون دوره ای که برگ برنده ات فرارهای علیرضااکبرپور وبازیگردانی منصوریان ودفاع خوب زرینچه بود.الان دیگه همه تیم ها به روز شدن.ناصرخان توخیلی با مدارا بابازیکنات رفتارمی کنی همه رو مثل خودت می بینی.ولی وقتی می بازی دنیا برات دگرگون می شه.قبول دارم که هشت سال پیش زیرآبتو زدن ولی اون موقع هم تیمت خوب بازی نمی کرد.امروز تیمت رو نود دقیقه نگاه کردم.تک تک نفراتت اگه تو ایران درپستشون نفر اول نباشند جزء سه نفر اولند.از دروازه بان تانوک حمله.شروع بازیت هم خوب بود.پاس های بلند قطری وفرارهای تندوتیز بوسیله شفیعی وبرهانی. یه گل زدی یکی دیگه هم می تونستی بزنی ولی درهمون اول بازی هم ضعف گلزنی تیمت به چشم می آد.هافبک های تیمت عملاً تعطیل بودن. پولادی که قرار بود درنیمه زمین بمونه وابراهیم صادقی روبگیره کاملاً ازاین کار عاجزشد وصادقی ازدقیقه بیست به بعدآزادشد.جباری انگار داشت توباغ ابریشم قدم می زد.زودترباید تعویض می شد.روانخواه هم مشکل عدم ارتباط داره باهافبک های کناریش وگرنه بازیکن خوبیه.برهانی وشفیعی هم نیازی به گفتن ندارن گل نزن های گرانقیمت!سمت راستت نوازی مثل همیشه بود ازنوازی انتظاری بیش ازاین نمی توان داشت. دردوره اوجش به تیم ملی دعوت نشد خب همینه دیگه.سمت چپت منیعی رو مثل یه پرنده درقفس کردی منیعی یه دفاع چپ نیست یه پست باید بیاد جلوتر.تعویض نیمه دومت روهمه حدس زده بودن اماتغییرخاصی ایجادنکرد.آشتیانی رو درتیم توکسی نمی تونست یک نفره بگیره.سیستم دفاعیت مشکل داره ناصرخان.مشکلی که با دوسه فصل تمرین باید حل بشه نه بایک جلسه دوجلسه.دفاع تیمت نه یارگیره نه توپ گرا حتی زیرتوپ زدن وبازیسازی ازخط دفاع روهم بلدنیست.همه مدافعانت همین جوری هستند،نیازی به اسم بردن نیست.پژمان منتظری هم درتیمت وظیفه اش مشخص نیست درحالی که وقتی پابه توپ می شه نشون می ده بازیکن قابلیه که باید شرح وظایفش مشخص باشه.ناصرخان شما یه روزی خودت دروازه بان بودی باید بدونی چرا وحیدطالبلو به این روزافتاده.ناصرخان اگه می خوای بمونی اینو بدون تیمت خیلی کار داره چون دوستت دارم بهت می گم استعفا بده.

یه هوادار استقلال

*****************************************************

پانوشت:
تشکرویژه وخاص(ازنوع کرمانشاهی!)ازاین دوست عزیز به خاطرکمک فراوانش دربازسازی قالب وبلاگ

**بارون می آد! کم پیش می آد ازبارون راضی باشم.اما بارون جالبیه!احساس می کنم خلق وخوم کم کم داره عوض می شه!ازجوانی به میانسالی!

برچسب‌ها: , ,

۱۳۸۶ شهریور ۲۲, پنجشنبه
بارگاس یوسا را هم دریابید

خیلی سخته حرفهای زیادی داشته باشی نتونی بزنی حرفهایی که شاید دنیا تموم بشه بازم داشته باشی.سخته خیلی سخته دلت پر باشه نتونی بگی،خیلی سخته که باورت رو به باورهات از دست بدی،سخته که ببینی مجسمه های زرین ذهنت اونایی که از بقیه ساخته بودی درعالم واقع حتی مگس هم روشون نمی شینه،شرایط وآدمها هربار یکی شون وگاهی هردو...باورکنید دروغ نگفتن خیلی خوبه امتحان کنید.

امروز مثلاً روز اول ماه رمضونه.مردم حیرانند که آیا روزه بگیرند یانه؟عید فطرچندسال اخیرکه یادتونه؟واقعاً که متاسفم دلیلشم کاملاً مشخصه.

یکی بد کند نیک پیش آیدش// جهان جمله وبخت پیش آیدش

یکی جز به نیکی زمین نسپرد// همی از نژندی فرو پژمرد

کاریکاتوریستی در یه جایی،ایران رو ببینید به چی تشبیه کرده.خونسردی خودتون رو حفظ کنید این بار دیگه مانانیستانی نیست که تمام عقده های فروخورده رو سراون خالی کنید.این تقاص سیاست های غلطه.ما هیچ وقت ملت متخاصم ومهاجمی نبودیم.الان هم ملت صلح طلبی هستیم،آلمان جنگ جهانی هم کشوری بود که توش گوته وهگل و برشت و گونترگراس رو پرورش داده بودوملت صلح طلبی،کلاً هیچ ملتی جنگ طلب نیست ...اما...

این پست درمورد زن خیلی خیلی جذاب است.خیلی خوشحالم که زنی از زنان نوشته درست هم نوشته.خوشحالم که زنان این سرزمین کم کم به آگاهی می رسند که فرقی مابین آنان ومردان نیست.خوشحالم که نیمه محذوف جامعه به حقوق محذوف خود می خواهند دست پیداکنند.

ماریو بارگاس یوسا(Mario Vargas Llosa).به جرات می توان گفت بهترین روایتگر تاریخ معاصر.بدون اغراق از مارکز سرتر است،شک نکنید.حداقل این که تسلطی عجیب به اوضاع سیاسی اجتماعی همه نقاط دنیا داردوبسیار فروتن است.کتابهایش کم کم دارند جا باز می کنند.بارگاس یوسا را هم مثل ایناریتو دریابید.آمریکای لاتین به لطف دیکتاتورهای چپ گرایش استعدادهای نابی به دنیا هدیه کرده است،پس استبداد هم چیز بدی نیست!

لینک ها را به قسمت چپ اضافه کرده ام کمی به xHTMLوارد شده ام!اگر می بینید لینکتان نیست حتماً اطلاع دهید.پیری و هزار درد!

*وارگاس یوسا هم خوانده اند که غلط مصطلحی ست.

برچسب‌ها: , , , ,

۱۳۸۶ شهریور ۲۱, چهارشنبه
جامعه جنینی

جامعه ایرانی خیلی پیچیده ست.خیلی.رفتارها وکنش ها وواکنش ها یش را به سختی می شود برآورد کرد.نمونه آن درتاریخ بسیار است،قضیه مصدق،انقلاب 57،دوم خرداد76 وآخری 3تیر84.مهم این نیست که مردان سیاست این حرکات رامصادره به مطلوب کنند یا نه مهم این است که چرا نظریات جامعه شناسانی مثل دورکهایم وحتی گیدنز ومارکس در ایران ما مصداق آنچنانی ندارد.

جامعه شناسی مثل روشنفکری وعلوم سیاسی در ایران متاسفانه هنوز در دوره جنینی به سرمی برد.مشکل این است که درایران فرد شاخصی که ایده ای داشته باشد نداریم وهر کسی که نظریه ای ارائه می دهد تمام وقایع رو حول نظریه خودش تغییر می دهد وتفسیر می کند.یعنی انعطاف پذیری(الاستیسیته)رااز منظر خودش و به روشی که می خواهد می بیند.مثال آن فردی که تیرمی انداخت وهرجایی که تیر می نشست دایره می کشید ومی گفت هدف اینه!

البته اوضاع این قدر هم ناامید کننده نیست.ازمیان جامعه شناسان امروز ایران می شود دکتر یوسف اباذری رو نام برد،استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.ایشان با این دوجمله ای که گفتند تا حدودی پرده از مشکلات این علم در ایران برداشتند.«جامعه شناسی در ایران هنوزجایگاه خود را نمی داندوارتباطی میان آن وعلمی مانند فلسفه برقرار نشده است».«هرکس سنت خود ار نفهمید قادرنیست سنت های دیگر را درک کند».

اباذری اعتقاد درستی دارد جامعه ایرانی توده ای یکدست نیست.جامعه ایرانی موزاییکی از فرهنگ هاست حتی از فرانسه وآمریکا هم درهم تر.این جامعه پر از تفاوت ها وتمایز هاست.حتی از نظرسطح درآمد نمی توان آن را به دسته هایی منظم طبقه بندی کرد وهمچنین انطباق سطح زندگی با میزان درآمد.از نظر فرهنگی هم پراکندگی بسیار نامنظمی دارد.علت اصلی این ناموزونی را می توان به عدم وجود ثبات کافی(سیاسی-اجتماعی-اقتصادی) در صدسال اخیر برای شکل گیری جامعه ای ایده آل از نظر جامعه شناسان دانست.نظریات روشنفکران همیشه تحت یک سری ضوابط علمی ارائه می شوند که درانطباق با جوامعی جوان وشکل ناگرفته(جنینی)مثل ایران به شکست می انجامد.درایران سید جواد طباطبایی را هم داریم که از منظر فلسفه به جامعه شناسی می نگردوجامعه شناسایی را تنها کافی نمی داند.البته این نکته را هم بگویم که درایران هیچ گاه دوپادشاه دریک اقلیم نمی گنجند واباذری وطباطبایی همیشه جدل پنهان وآشکاری داشته اند.نکته دیگر در جامعه شناسی این است که به نوعی علم کلام وارد این مبحث شده وکارکرد گرایی آن به زیرسئوال رفته.علمی که باید نظریات وتحقیقات آن درخدمت پیشرفت جامعه بکار رودکه متاسفانه فقط در مقالات وجدل ها ونتیجه گیری های حزبی وسیاسی به چشم می خورد.این ضعف دوسویه ایست.بی توجهی دولت به جامعه شناسی وبی توجهی اساتیدبه جامعه.

ختم کلام این که دوره روشنفکری در سپهر عمومی(Public Intellectual)به پایان رسیده.توده ایرانی باید تعریف شود وخواصش شناسایی شود.توده گراها(پوپولیست ها)آمده اند واین به قول خودم اصلاً خوب نیست!

برچسب‌ها:

۱۳۸۶ شهریور ۱۹, دوشنبه
ایناریتو را دریابید

از کسایی که خیلی خیلی بهش حسودیم میشه آلخاندروگونزالز ایناریتوئه.این مرد در اولین تجربه فیلمسازی حرفه ای خودش(عشق های سگی-Amores Perros) فیلمی ساخت که شایدساختن اون ازخیلی های دیگه برنمی آد.یه سه گانه(تریلوژی)استثنایی.ساخته بعدی اون «21گرم» شبیه این فیلم بهتر بود اگردیده باشید وهمچنین شاهکارجدیدش «بابل».فیلم سه برش از سه زندگیه، سه عشق،عشق ممنوع جوانی به زن برادرش،عشق زن جوانی به مردی متاهل وعشق پدری به دخترش،دختری که پدررونمی شناسه وتاآخرفیلم نمی بینه.دراین بین درهرسه موضوع سگ نقش اصلی روبازی می کنه وماجراهارو شکل می ده.پسرجوان باسگش می خواد درمسابقه ها شرکت کنه پولداربشه تابا زن برادرش فرارکنه،زن جوان به سگش عشق می ورزه وحتی اون روبیشتر از مردش دوست داره،مرد سالخورده تنها مونسش سگ هاست.عشق های سگی،مثل سگ دوست داشتن،مثل سگ...فیلم پر است از فلاش بک،برگشت به عقب،که بایدچهارچشمی آن رانگاه کرد شاید دهها باروپراز تعلیق(suspension)وشوک های روانی!ایناریتو را دریابید!

قالب رو درسایت سایکو ویرایش کردم،سبک وساده شده.فقط کد گذاری ها مانده ودرج لینک که کمی زمان می برد.از ئه سرین گیان با راهنمایی خوبش ممنونم.واقعاً فکرنمی کردم ساعت یک ونیم شب بعد ازنیم ساعت ازارسال ای-میل جواب منو بده.مرسی همولایتی.

امروز نوزدهم شهریوره.احتمالاً باید هوا رو به خنکی بره اما هر روز گرمترمی شه.گلوبال وارمینگ در لاهیجان زودتر از همه نقاط دنیا شروع شده.هوا بالای 35درجه است اونم بارطوبتی بالای 90درصد!احساس می کنم یه چیزی غیرطبیعیه!

پاواروتی هم رفت.امسال برای هنرمندان سال خوبی نبود.

دیشب بادوستی صحبت می کردم درباره اوضاع کنونی.مشکل اینه که قانون داریم منتهی کسی نمی دونه.فرهنگ نداریم بازم کسی نمی دونه.حق داریم به همون روال ومکلف نیستیم اما کسی نیست بدونه!مطمئنم از بیشتر کسایی که ساز مخالف می زنن بپرسی برای جایگزینی چی می خواین جوابی ندارن!جز آزادی که اون هم نمی دونن چیه.اوضاع مثل سال 56شده چه اجتماعی چه اقتصادی اما دیگه ماهاتعیین کننده نیستیم واین اصلاًخوب نیست.بیایید برای تقویت دموکراسی بدونیم چی می خواهیم لطفاً...

برچسب‌ها: , , ,

۱۳۸۶ شهریور ۱۷, شنبه
گرنیک بنگری همه سیگارمی کشند

هر وقت «ترنج» محسن نامجو رو می شنوم یه حس خاصی بهم دست می ده یه بغض...گفتم که نوش لعلت مارابه آرزوکشت//گفتا توبندگی کن تاجان زتن درآید

با فریادی مثل خوانندگان متالیکا وسبک اعتراضی چون باب دیلن ویه دیوونگی خاص ایرانی که من خیلی دوست دارم.توی نیویورک تایمز درباره نامجو مطلب نوشتن که این اصل اونه واین هم ترجمه ومروری براون در ویژه نامه اعتماد(نگفته نماند الان هم دارم ترنج گوش می دم)

قالب وبلاگ بهم ریخته ولینکها وکامنتها بااین که کدهاشون محفوظه ونپریدن ولی بصورت آنلاین ظاهرنمی شن.قالب هالوسکن که راحت می شد کامنتهارو مدیریت کرد ناپدید شده.نمی دونم چی شده ولی می دونم تقصیرمنه که بک آپ کلی نگرفتم...اونم از اعتماد به نفس بیش از حده.اگه کسی در زمینه Htmlیا Bloggerآشنایی(درحد خوب یا حرفه ای) داره خوشحال می شم یه ای میل بهم بزنه مشکلم رو دقیق بهش بگم.ممنون

ابراهیم نبوی یه جواب جالبی به ذرت پراکنی های جدید فاطمه رجبی داده که توصیه اکید می شه بخونین چون سایت اصلی جناب نبوی فیلتره.

تقریباً همه دروبری هام سیگار می کشن و من نفهمیدم آخرش که چرا سیگاری نشدم؟!

سیگار کش که شیخ وشحنه ومفتی ومحتسب // گرنیک بنگری همه سیگار می کشند!!

درتبلیغات دور زمین های فوتبال شعاری وشماره تلفن هایی دیدم بدین مضمون «هرایرانی یک خانه...این هدف جهادی ماست».یاد شعار هرایرانی یک پیکان افتادم که اعلیحضرت همایونی هنگام به اوج رسیدن درآمد نفتی کشور درسالهای 52تا56میداد.دیدین که این سیاست انبساطی دراقتصاد چه بلایی سرش آورد.پول نفت نباید این جوری خرج بشه.سیاستهای پوپولیستی دراقتصاد همیشه نتیجه عکس داده.نفت باید برای زیرساختها وآینده ها سرمایه گذاری بشه نفت حق نسل های آینده هم هست...خسته شدم بس تکرار کردم کو گوش شنوا؟علایم فجایع اقتصادی به وضوح داره دیده می شه.

دلم می خواد برم.خیلی خسته م خیلی...

برچسب‌ها: , , , ,

۱۳۸۶ شهریور ۱۵, پنجشنبه
اگه یه روز پرزیدنت شم

یه دوستی گفت حالا که کاندیدا شدی برنامه هاتو بگو...پس ملت گوش کنید:

قول می دم اگه رییس جمهور بشم:

ریالی از پول نفت رو خرج نکنم

اقتصاد آزاد رو سروسامون بدم ودولت رواز بخش اقتصاد خارج کنم

به جز صنایع حساس بقیه رو به بخش خصوصی واگذار کنم

سیاست خارجی رو به سمت تعامل مثبت بادنیا سوق بدم

آموزش پرورش وبهداشت رو اندکی ارزونتر وباکیفیت تر کنم

ازتمام ظرفیت های قانون اساسی استفاده کنم

محیط زیست ومنابع طبیعی روازاین وضع نجات بدم

به هیچ کس قول کار،مسکن وازدواج ندم بلکه شرایط به دست آوردنشون رو آسون کنم

ازمدیران درمدیریت و نظارت واز مهندسان دراجرا بهره بگیرم نه بالعکس

رابطه صنعت ودانشگاه رو بهبود ببخشم وبودجه بخش پژوهش رو زیاد کنم

آزادی بیان رو برای پیشرفت کشور ونه توهین به دیگران پاس بدارم

ایران روبرای تمامی ایرانیان بخوام واز امتیازات ویژه برای خواص صرف نظرکنم

منافع ملی رو برمصالح ایدئولوژیک ترجیح بدم

سرمایه ها ونخبگان رو از خارج کشور به داخل بازگردونم و...

وبلاگم رو هر روز آپدیت کنم!

به جزاین آخری بقیه رو اصلاً نمی تونم انجام بدم چون اینجا مالزی نیست...ایرانه!

گاهی ناامید می شم از نوشتن،پاستوریزه نوشتن ودرعین حال طنز نویسی اونم بارعایت خطوط قرمز وخندوندن نژاد ایرانی که واقعاً هم سخته اونم بخشی از جامعه که وبلاگ می خونن ومشکل پسند ترهستن...واقعاً سخته.خیلی...

می گویند حسین موسویان در قبال گذرنامه پنج ساله انگلیس حاضربه جاسوسی شده واسرار پرونده اتمی(خودش یه گاف بزرگه ها!) رو به سران اتحادیه اروپا داده!مثل اینه که من در برابر یک خروس قندی!!! برم در مدح دولت فخیمه یه مطلب بنویسم یااینکه پرسپولیسی بشم!

بیا وکشتی ما در شط شراب انداز // خروش و ولوله در جام شیخ وشاه انداز

دین اندیشان متجدد«روشنفکری دینی از شریعتی تا ملکیان»نوشته محمد منصور هاشمی.خواندنش برای کسی که علاقه مند به دانستن وفهم روشنفکری دینی است اکیداً توصیه نمی شود!ولی کتاب خوبیه.

چند لینک مرتبط با کتاب:
http://sociologyofiran.com/index.php?option=com_content&task=view&id=348&Itemid=45

http://st-behesht.blog.com/1982870/
http://www.talash-online.com/didgha/matn_43_11.html

یه دانشجویی سر کلاس درس وصایای امام از استاد پرسیده این کتاب نوشته کیه؟!(باور بفرمایید اتفاق افتاده!)

برچسب‌ها: , , ,

۱۳۸۶ شهریور ۱۳, سه‌شنبه
دوغاب

احساس می کنم شبیه این بندکش ها شدم!یعنی مابین موزاییک ها یاسرامیک ها دوغاب میریزم وماله می کشم تا خشک بشه!!دقیق تر توضیح می دم.موضوعات مطالب شبیه موزاییک هستند وجداگانه ومن اونا رو با دوغاب طنز به هم می چسبونم!به خاطر همینه این قدر ناموزونه وهمه شاکی هستن.اما سبکیه برای خودش ها!

می گن قراره وسطای آق بهمن! ساعت بکشه جلو!!یعنی این که به روال سابق برگردیم.تازه دولتیان عزیز متوجه شدند راندمان بالای کاری و صرفه جویی در انرژی بااین روش چه فایده ای داره.به قول مرحوم گل آقا:

تازه اسقف ز بعد سیصد سال // شیره را خورد وگفت شیرین است

هاشمی رفسنجانی رییس مجلس خبرگان شد.شبکه خبر و رجا نیوز بنا بر آخرین خبر واطرغیدند!(مطمئنناً از ذوق نبوده!)

«دانشجو باید برسر دانشگاه فریاد بکشد که استاد لیبرال را اخراج کنند».بله باید اخراج بشه!فقط من نمی دونم درعلم سیاست آیا ازحسین بشیریه باسواد تر داریم؟یا کدام حکمی می گوید کدیور باید بازنشسته شود؟یامحمودسریع القلم یامجتهد شبستری؟کدام دانشجو فریاد زد خودش رامعرفی کند ببینم حالش خوب است؟جمله را هم که مشخص است که گفته!!!

کتاب هایی خواندم از فریدون تنکابنی.متاسفم که این مرد رااین قدر دیر شناختم.درطنز نویسی کمتر قلمی یافتم به قدرت او و ذهنی بسیار زیبا...

این صفحه روزنامه اعتماد جالب بود.متشکرم از دوستداران محیط زیست که به جای مویه و زاری واعتراض و نتورک پتیشن های بی فایده،فرهنگ سازی کردند.

**********************************************

پا نوشت:

اول:از جناب امیر پور به خاطر لطفش در روزنامه اعتماد به این حقیرممنونم.

دوم:درانتخابات ریاست جمهوری برگزار شده دروبلاگ با اختلاف زیاد نفر اول هستم!تا پایان ماه این انتخابات ادامه دارد!(خداوکیلی شما ازمن مسخره ترین!فکرنمی کردم محبوبیتم ازخاتمی بیشتر باشه!)

برچسب‌ها: , , ,

۱۳۸۶ شهریور ۱۰, شنبه
چه می کنه این ناندرولون

هیجان احساسیه که انسان همیشه دنبالش بوده.احساسی کلی که ناشی از بسیاری از اعمالیه که انجام میدیم.این هیجان می تونه کاذب یا واقعی باشه.ورزش و بالاخص فوتبال یکی از هیجان انگیزترین کارهاست که علت اقبال عمومی زیادبه اونه.سومین صنعت پولساز دنیا فوتباله.هیجان کاذب از راههای مختلفی به دست می آد که نمونه بارزش مواد مخدره.

یکی از شهرهای جنوبی کشور(در نظربگیرید مثلاً دزفول).قیمت یک نخ سیگاری(سیگاری که محتوی مقداری حشیش یا گراس است)دویست تومن،یک بطری ودکا سه هزارتومن،هرویین وکراک تقلبی تولید داخل هم که قیمت زیادی ندارد،بسیار هم مرغوب است!(اساتید فن می گویند برای بارهای اول هم رایگان است!).حال هزینه یک ساعت کرایه یک سالن ورزشی دراین شهر که تهویه مطبوع وسرویس بهداشتی ورختکن مناسب هم نداردیا هزینه بلیت استخر باآب مملو از پرکلرین وچوبک!یا هزینه یک ترم کلاس آموزش فوتبال توسط مربیان فهیم که اصلاً هم مورد اخلاقی ندارند!و...چه قدراست؟!به چه امیدی می توان معضل اعتیاد را درمان کرد؟باچه روشی می توان ازاین خطه فوتبال خیز جنوب فوتبالیست تربیت کرد؟

هزینه تست دادن درتمرین تیم های معتبر پایتخت تا جلسه ای یک میلیون تومان هم می رسد.شوخی نیست اعداد واقعی هستند.فوتبالیست های زیادی رو می شناسم که به خاطر این قضیه اصلاً بی خیال ادامه دادنش شدند.کسایی که شاید اگرادامه می دادندالان اسمشون و چهره شون روهمه میشناختن.یکی مغازه پدرمرحومش رواداره می کنه،یکی توی عروسی ها فیلمبرداری می کنه،چندتاشون راننده آژانسن و...هرازگاهی پایی به توپ می زنیم وحسرت گذشته ها رو توی چشماشون می بینم موقعی که باغیظ به سیگار پک می زنند.نمونه کامل این جوونا رومی شه سیروس قایقران رونام برد.کسی که توی این لجنزار فوتبال پیشرفت کرد ودامنش آلوده نشد.کسی که هرسال بیشتر ازپارسال توی مراسم سالگردش مردم جمع می شن،کسی که هنوز زنده ست...

محمد احمد زاده مربی دوسال پیش برق شیراز موقعی که تیمش چهار هیچ به پرسپولیس توتهران باخت گفت: امکان نداره تیم من بامیانگین زیر بیست وچهارسال به تیم مسن پرسپولیس اینجوری ببازه اونم توی نیمه دوم...می گفت غیرطبیعیه وحاضرم ثابت کنم.کسی جدی نگرفت شاید به خاطراین که تو ایران هنوز لابراتوار آزمایش دوپینگ نداریم ونمونه هابه آلمان ارسال می شه وشاید هم...محمد احمد زاده روخوب می شناسم.می دونه که توی تیم ملی نوجوانانی که رفت کره جنوبی بچه های تیمش همون شاگردهایی که الان برای خودشون کسی شدن قرص های افدرین وناندرولون آوردن جعبه جعبه فروختن.آقای ح.ک پارسال توی ترکیه مچش روگرفتن ودوسال محرومش کردن،آقای ع.ن.و که هربار یه تورنمنت مهم می رسه مصدومه ویا پیشنهاد های اسپانیا وآلمان داره و هرسال به عشق هواداران می مونه ایران !شاید به خاطر ترس از لابراتوارهای کشورهای خارجی!ویا م.ه مدافع محبوب که توی هرچهارتاتیم پایتخت بازی کرد وبرای خودش روزگاری داشت!یا م.م خواننده،صاحب بوتیک وفوتبالیست معروف!که فیلمش توی موبایلها دست به دست می چرخیدو...زیادن خیلی زیاد.ستاره های پوشالی.

من یادمه یه بار ناندرولون مصرف کردم البته باتجویزپزشک به خاطر ضعف بعد از سرماخوردگی.بعد ازظهرهم یه بازی داشتیم،نود دقیقه باوجود مریضی بازی کردم بااین که یه نیمه دفاع آخر بودم یه نیمه هافبک دفاعی اما احساس خستگی نکردم ویه گل هم زدم!خب تاثیر افدرین که صدها بار بیشتر از ناندرولونه ومثل آب نبات دربین فوتبالیستهای داخلی مصرف میشه.البته لژیونرها ازاین قاعده مستثنی هستن مطمئن باشید.

پراکنده گفتم چون همش به صورت یادآوریه.مجید جلالی وبهمن فروتن دوتا ازمعدودانسانهای واقعی فوتبال ایران حرفهای زیادی واسه گفتن دارن...اما فوتبال مارو اینا نمی چرخونن متاسفانه.فدراسیون پزشکی-ورزشی هم باهمه زحمتش جوابگو نیست.دوپینگ تو ورزش مثل قضیه مواد مخدره باید پیگیری بشه.یادمون نمی ره جدیداً تیم وزنه برداری کشورمون همه شون دوپینگ کردن وجهان پهلوان! گفت من پاکم و...!(سگ داند وپینه دوز که درانبان چیست!)وسیاری قضایای دیگه.

بازم می گم از دوپینگ و باند بازی ها...

سرصبح رو با یه چک برگشتی شروع کردم!

پارک ملی کویر درخطراست.شما را به خدا به فکر یوز پلنگ ایرانی،گور،آهو،جبیر،قوچ وتنها پرنده مختص زیست بوم ایران:زاغ بور باشید.
************************************************
خوشحالم.نمی دونم بازم کی؟اما مطلب منو توی بخش ورزشی اعتماد(باهمون تیتر)البته باجرح وتعدیل چاپ کردن ولی خب خیلی خوبه!خوشحالم این سومین خبرخوب تابستون بودبعدازشنیدن خبر ازدواج ومعافیت سربازی امیرحسین،سروسامون گرفتن داداشم واین یکی آخری.
توی ذهنم طرح ریخته بودم که تایه سال دیگه توشرق یااعتماد مطلب بنویسم که خب دوست نادیده وناشناخته(البته فعلاً!)این کاروانجام داد

برچسب‌ها: , ,

<$I18NPostedByAuthorNickname$> <$I18NAtTimeWithPermalink$> ><$I18NNumComments$> <$BlogItemControl$>